سلام دوستان گرامی این بار شما عزیزان را با سرگذشت تلخ یک دوست نزدیکم آشنا می سازم من بحیث مدیر این وبلاگ ازخداوند بزرگ برای شان صحت وسلامتی آرزو می کنم امیدوارهستم بقیه زندگی شان مثل گذشته نباشد. خوشبخت یا بد بخت ؟! می نازم که انسانم، مسلمانم و افغانم؛ اما هنوز نادانم، زیرا هرگاهی که از خود می پرسم خوشبختم یا که بدبخت؟ در میان هردو سردرگم می شوم. حالا شما بگویید کدام یک از این دو منم؟ پدر و مادری بعنوان نخستین میوهء ازدواج شان مرا بدنیا آوردند، بجای یک نام دو نام برمن نهادند و تا امروز چهار نام دارم. یکی در خانه، دوم و سوم در بیرون و چهارمی پاسوورد ایمیلم. هشتم بهار زندگی را در گذران بودم که پدرم را در پیش چشمانم قتل کردند و تا امروز نمی دانم کجا دفن است. دیگران از صنف اول به مکتب می روند و من از صنف پنجم به مکتب رفتم. با دانش و استعداد خدادادی اول نمرهء مکتب بودم ولی مادرآزار بودم. با داشتن شش برادر کوچکتر ازخود می بالیدم، هَی هَی که سالهاست دیداری نداریم. یگانه خواهر نوجوانم نیز نادیده از من وداع کرد. دوست داشتم بهترین نویسنده و یا هنرمند باشم، بی گمان از آنکه بحیث ضابط ماشینی مانند توپ فوتبال در قندهار شوتم زدند. سالی از منصبداری ام نگذشته بود که از خواب شیرین با ضربهء میل و قنداغ و صدای ( ولارسه دلینن زو ... ) بیدارم کردند. دوره برده گی و مجاهدت را هم تا زمانی سپری کردم که در یک جنگ رویاروی سخت جراحت برداشتم و ازآن روز تا کنون نیم آدم بحساب می روم. چنانچه مادرآزار بودم، دعای مادر هم به شفاخانه و زندانم بکشانید. خواستم از پول حلال زندگی ام را بسازم، مدتی را درایران خوب کار کردم و خوب پول جمع کردم، در هنگام بازگشت به خانه در نیمهء راه رهزنان مسلح گفتند: پول از ما و راه از تو ...! به انتخاب خودم ازدواج کردم، مادرم در مراسم عروسی ما شرکت نکرد. از ازدواجم راضی هستم ولی از روزگارم نی. زمانی هم تجارت کردم، در آخر کار نه آبرو ماند و نه سرمایه. به اروپا سفر کردم ولی ای کاش نمی رفتم، چرا که نه تنها حقوق طفل و زن بلکه حقوق سگ هم بالاتر از مرد بود. دوباره به وطن برگشتم، به هرجا که تقاضای کارکردم، گفتند: کرزی خیل استی یا قانونی خیل؟ در یکی از ادارات دولتی مامور مقرر شدم، دونیم هزار معاش داشتم و سه و نیم هزار کرایه خانه. تا که در مؤسسه نرفتم روزم به نشد. یک چیزکی لطف قلم و یک کمی مهربانی دوستان، بلاخره شدم خبرنگار. با زحمت و مسوولیت گزارش می نوشتم، ادیتورمی گفت: ارمان صایب! لید جاندار نداره، نقل قول جالب نداره، تصویر نداره، لوب و لواب نداره...، این گزارش است یا مکتوب متحد المال؟ خبرنگاری هم به دشمنداری ام کشانید. بلاخره چی بودم و چی شدم، بااینهمه تا و بالا و غم و شادی و خوب و زشت زندگی بازهم ندانستم که خوشبختم یا بدبخت!

+
نوشته شده در چهارشنبه 1388/11/14ساعت 12:8 بعد از ظهر توسط غفار صالحی
|

زندگی زنـدگی اگر امید است پس نا امیدی چرا؟ زنـدگی اگرخوشی است پـس غــم چرا؟ زندگی اگر نصیب است پس زحمت چرا؟ زندگی اگرمحبت است پس نفرت چرا؟ زندگی اگر...
+
نوشته شده در دوشنبه 1388/10/28ساعت 9:10 قبل از ظهر توسط غفار صالحی
|


اول تومرا به عشق رازی کردی
لطف وکرم وبنده نوازی کردی
من دردل تو وفـــا نـدیـدم هــرگز
ای دوست ببین زمانه سازی کردی

+
نوشته شده در پنجشنبه 1388/10/10ساعت 9:26 قبل از ظهر توسط غفار صالحی
|

دوست دارم بهاررا دوست دارم به خاطرسرسبزی آن تابستان را دوست دارم به خاطرگرمی آن خزان را دوست دارم به خاطربرگریزانش زمستان را دوست دارم به خاطربرفریزانش طببعت را دوست دارم به خاطر زیبایی آن اما میدانی عزیزم که ترا چرا دوست دارم به خاطر که ... 



+
نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/19ساعت 7:47 قبل از ظهر توسط غفار صالحی
|

عید تان مبارک عید قربان را به شما عزیزان وتمام مسلمانان جهان تبریک وتهنیت می گویم هرروز تان عید باشد ودرکنارخانواده ودوستان تان خوش خندان باشید 
+
نوشته شده در جمعه 1388/09/06ساعت 7:31 قبل از ظهر توسط غفار صالحی
|

مـاه تـابـانـم کجایی روح وروانم کجایی دامنگیرتوام عزیزم درد که بردل دارم من اسیرتوام کجایی عشــق مـن تویی تو یــارمــن تــویی تـو زنده گی من تویی تو نازمن تویی تو

+
نوشته شده در یکشنبه 1388/08/17ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط غفار صالحی
|


بی وفایی یار...
ای زنده گی من
ای دل باخته ی من
چی شد آن حرف های که
درروز اول برایم گفته بودی که
کسی دیگری را عزیزم نمی گویم
دوستت میدارم وتا آخرزنده گی
با توخواهم بود.
چی شد آن وعده وقول وقرارات
چی شد آن گفته هایت که برایم
میگفتی دوستت دارم ودرکنارهم
ازعشق ومحبت یاد می کردیم
اما چرا به یک باره گی عشقم را
به کسی دیگری دادی ؟
آیا دوست داشتن کسی
مثل بازیچه ایست که
اگردل تان شد به کسی دیگری هدیه کنی ؟

+
نوشته شده در سه شنبه 1388/08/05ساعت 5:29 بعد از ظهر توسط غفار صالحی
|

سلام دوستان عزیزوگرامی ! این بارچند بیت ازشاعرشناخته شده کشورصوفی عشقری را برای شما عزیزان برگزیده ام امید مورد قبول تان واقع شود. درجهان گشتم گل بیخارنیست هرکجا یاریست بی اغیارنیست بهرمجنون استراحت تهمت است دربیــابان ســـایه دیــــوارنیست آدمی با عقــل ودانــش آدم است شخصیت با جامه ودستارنیست (صوفی عشقری ) 

+
نوشته شده در سه شنبه 1388/07/07ساعت 12:52 بعد از ظهر توسط غفار صالحی
|

فــــرا رســـــــــــیدن عیـــــــــدسعــــید فـــــطربه همه مسلمانان جهان مبارک باد. سلام دوستان گرامی عید سعید فطررا به شما عزیزان وتمام مسلمانان جهان به ویژه مردم افغانستان تبریک وتهنیت می گویم امیدوارهستم طاعات وعبادات ما در جریان یک ماه مبارک رمضان مورد قبول درگاه حق واقع شده باشد. هرروز تان عیدباشد
+
نوشته شده در شنبه 1388/06/28ساعت 10:9 قبل از ظهر توسط غفار صالحی
|

ماه رمضان روزه يکی ازارکان پنج گانه اسلام است. قران درماه رمضان نازل شده است و روزه گرفتن در ماه رمضان معادل بر ده ماه روزه است که انسان روزه بگیرد از روی ثواب. هر که ماه رمضان را از روی ايمانداری و به اميد دريافت پاداش روزه ميگيرد، گناه های گذشته او بخشيده ميشود. امروزشنبه 31 اسد 1388 خورشیدی مصادف است با روز اول ماه مبارک رمضان ، من آغاز این ماه پرفیض وبرکت الهی را از صمیم قلب برای تماما" مسلمانان جهان به خصوص مردم افغانستان تبریک می گویم. وازخداوند بزرگ تمنا می نمایم تا همه مسلمین جهان این ماه را با طاعت وعبادت به درگاه خداوند با صحت وسلامتی سپری کنند. شخص روزه دار در دو لحظه لذت بیشترمی برد اول وقتيکه روزه دار روزه ء خود را افطار ميکند و دوم هنگاميکه با خداوند ملاقات ميکند،وبه روزه داشتن خود شادمانی می ورزد. روزه در قيامت شفاعت روزه دار را ميکند و ميگويد خداوندا، من او را از غذا ولذت های نفسانی باز داشتم در هنگام روز پس مرا اجازه بده تا شفاعت او را کنم. بوی دهن روزه دار به نزد خداوند بهتر است از بوی مشک. حضرت رسول اکرم(ص) فرموده : ماه رمضان ماه مساوات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مىگردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت ، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.. پژوهشهاي علمي نشان ميدهد كه روزه گرفتن در كنار این که جنبههاي معنوي آن براي روزهدار مسلمان و تقرب جستن به خداوند است، فايدههاي روحي، رواني و جسمي فراوان دارد. روزه گرفتن نه تنها باعث کاهش فشارخون می شود بلکه ازبروزلخته شدن خون درقلب وسکته های مغزی جلوگیری می کند. به امید صحت وسلامتی همه ء ماوشما ازدرگاه خداوند بزرگ ومهربان میخواهم تا برای ما صحت وسلامتی بدهد تا بتوانیم این ماه پرفیض را با انجام فرایض آن درطاعت وعبادت بگذرانیم.
+
نوشته شده در شنبه 1388/05/31ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط غفار صالحی
|
